أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )

552

قانون ( فارسى )

پيامدش مىترسى ، ناچارى علاجى را اعمال كنى كه مستقيما دخلى به اندام آسيب‌ديده ندارد . مثلا خون از بدن بيمار بگير ، اسهالش ده و غذايش را كم‌مايه گردان ! گاهى از باندپيچى تند خارشى شديد پديد مىآيد ؛ در چنين حالتى بايد باند را باز كنى و آب گرم بر اندام مربوطه بپاشى تا رطوبتهاى گزنده كه مايهء خارش شده‌اند از بين بروند . بقراط سفارش فرموده است در هنگامى كه استخوان شكسته را به هم مىآورند و مىبندند ، بيمار كمى خربق بمكد . منظورش اين است كه مواد ناباب و گزنده را به داخل جذب كند . جالينوس از سفارش مكيدن خربق مىترسد . او مىفرمايد بيمار قارچ چمنى تناول كند . و اگر حتما لازم است بيمار در اثناى علاج چيزى بخورد ، بگذار اسكنجبين را همراه تندمزه‌اى بخورد . جالينوس مىفرمايد مكيدن خربق زمانش گذشته است ، در زمان بقراط خوب بود امّا در زمان ما خوب نيست . كه من اين فرق زمانى را چيزى شگفت‌آور مىدانم . اگر شكسته را بند آوردى و بعد از بند آوردن درد شديد و پريشان‌حالى بر بيمار هجوم آورد ، دست از آن بردار و كارت را به هم زن و باندپيچى عضو شكسته شده را باز كن كه بيمار از درد بياسايد . اگر شكستگى استخوان در درازا رخ داده ، اندام شكسته استخوان را بسيار تندتر از حالات ديگر باندپيچى كن و تا مىتوانى وسيلهء سرانگشت بر آن فشار بياور ! كه شايد در علاجش همين قدر كافى باشد . اگر شكستگى در پهناى استخوان است ، بايد نهايت سعى خود را بكنى كه هر دو قسمت درست و مستقيم برهم جاى گيرند . اين حد طبيعى را از قسمت سالم آن قياس كن كه درست مانند آن برهم آيند و كاملا هر دو قسمت برابر باشند . آنگاه دو سر استخوان را به هم پيوند ده ! گاهى كه استخوان در پهنا شكسته است و مىخواهى آن را به هم آورى ، بايد دقت كنى كه آيا قطعه‌ها ، زائده‌ها و يا خللهايى به صورت تكه‌هاى ريز هستند ؟ اگر باشند و اين تكه‌ها را درست در پهلوى هم و در جاى اصلى قرار ندهى ، برهم آمدن و به هم جوش دادن استخوان صورت نمىپذيرد . حتى اگر تكه‌اى كوچك و نازك از استخوان بشكند و جدا شود و در ميان دو لبه استخوان گير كند نمىگذارد دو سر استخوان برهم بچسبند . اگر قطعه‌اى از استخوان جدا شود و در ميانه گير نكند بلكه از استخوان دور گردد ، جايش قرحه‌اى مىشود كه همواره چرك خونالوده در آن جمع شده و متعفن مىگردد و در نتيجه اندام را به تعفن مىكشاند ؛ اين يك . دوم اينكه شكسته چنان كه بايد به هم نمىآيد ؛ زيرا وقتى اميد بهبود كامل مىرود كه كليهء اجزاء استخوان برهم آيند و كاهشى رخ ندهد . بايد قطعه‌ها و زايده‌ها هريك در جاى اصلى خود جا گيرند و چنان شوند كه در حين سلامت بوده‌اند . در صورتى كه قطعه‌هاى استخوان از هم جدا شده‌اند ، بايد در كشيدن آنها به طرف هم ، به هر وسيله‌اى كه باشد ، با دست يا با نخ ورسن يا هر ابزارى ديگر بكوشى و دو قسمت شكسته در پهنا را با زائده‌ها و تكه‌هاى ريز و درشت ، هريك را در جاى طبيعى خود قرار داده و آنگاه همه را به هم پيوند دهى . اگر همه تكه‌ها را به سوى همديگر كشيدى و درست هر قطعه‌اى را در جايى